|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
راهنمایی کامل برای تشویق یادگیری در کودکان خردسال:
کودکان یک مخرن ذخیره داخلی (درایو) برای اکتشاف دارند. فرزندانتان را به مشاهده ی جهان و شگفت زدگی و تعجب برای هرچیزی که درآن است تشویق کنید. ماریا مونتسوری معتقد بود که همه ی بچه ها مانند “دانشمندان کوچک” رفتار میکنند، به طوری که آنها مشتاق مشاهده و ساختن اکتشافات “چه چیزی می شود اگر” در مورد جهانشان هستند. نوزادان و کوکان نوپا محیط را تست می کنند تا مشاهده کنند چه اتفاقی می افتد زمانی که بطور مثال یک اسباب بازی را از بالای صندلی بلند خود رها میکنند یا در حمامشان با آب بازی میکنند.این درایو مربوط به اکتشاف همچنان با رشد آنها توسعه پیدا می کند و آنها در چیزهایی که برایش تلاش میکنند مخاطره پذیرتر می شوند، از ساختن گل و لای به هم ریخته در باغ تا ایجاد یک پرورشگاه کرم در اتاق نشیمن.
کودکان با تصورات حیرت آور و تمایلات شدید برای کشف جهان متولد می شوند. تشویق این مورد در کودکتان – به او درکشف زیبایی ها و شگفتی های تمام چیزهای اطرافش کمک می کند.
دیدگاه کودک نسبت به جهان
به یاد داشته باشید که جهان کودکان شما بسته تر و کوچک تر از زمین است. دیدن جهان از نقطه نظر او می تواند به شما کمک کند تا حس شگفتی یک کودک خردسال را کشف کنید. سرعت آهسته ی حرکت جهان او را به خاطر داشته باشید.راهنمایی کردن کودکتان را ادامه دهید و آماده ی توقف و بررسی هر آنچه که توجه او را جلب می کند باشید- برای مثال یک پینه دوز یا یک گل: زمانی که او اتلاف وقت می کند ناشکیبا نباشید- با سرعت او سازگار شوید.
بهترین روش برای یادگیری کودکان کارکردن با اشیا است نه حرف زدن در مورد آن ها. این امر مخصوصا وقتی که آن ها جوان (خردسال) هستند مناسب است اما این امر همچنین برای کودکان بزرگ تر و حتی بزرگسالان هم کاربردی است. وقتی بچه ها جوان (خردسال) هستند نه تنها چیزهایی را یاد می گیرند بلکه یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.هیچ کتابی با استفاده از کلمات و تصاویر برای توصیف جهانی که پیرامون یک جوی کوچک یا زیر یک کنده ی پوسیده وجود دارد، نمی تواند جایگزین ارزش وقت گذاشتن برای مطالعه ی دقیق چیزهای واقعی شود. کتاب ها و دیگر مواد به کودکان کمک می کنند تا قدرت درک و تجربه را با هم در ذهنشان ایجاد کنند، اما اساس باید بر مبنای مشاهده ی مستقیم و تجربه ی دستکاری کردن گذاشته شود.
جهان بیرون از خانه
کودکان دوست دارند آزاد باشند، در اطراف بچرخند، از درخت بالا روند،انواع توت ها را بچینند، و مخروط های کاج ها را جمع آوری کنند.آنها از کمک به مراقبت از باغ خانواده و تغذیه حیوانات کوچک مثل اردک، خرگوش و مرغ لذت می برند.آن ها خاطرات مادام العمر خود را از روزهایی که صرف پیاده روی با پدر و مادر خود در جنگل، بازی در یک نهر و راه رفتن در امتداد ساحل به دنبال یافتن صدف حلزون می کنند، تشکیل می دهند.شما احتمالا زندگی آزاد فرزندتان را با بیرون بردن او برای گشت و گذار و کمی پرسه زدن با او یا گرفتن او درپشت کولتان آغاز می کنید.
زمانی را برای معرفی او به جهان خودتان اختصاص دهید. حتی نوزادان بسیار کوچک هم جذب مناظر و صداهای بیرونی می شوند-عبور ابرها بالای سر، چشم انداز و بوی گل در باغ، باد و صدای خش خش برگ درختان. همه ی اینها تاثیر قوی و ماندگاری بر جای می گذارند. اینکه آیا تابستان، پاییز، بهار یا تابستان است، هرفصلی زیبایی های مخصوص به خودش را دارد، به چیزهای کوچک اشاره می کنند: یک گل کوچک بیرون آمده از دل برف، یک صدف حلزون زیبا، یک برگ زیبا و کامل. همان گونه که بچه شما بزرگ تر می شود،همانطور که شما درحال راه رفتن هستید شروع کنید به اشاره کردن به چیزهای اشنا در اطراف خود: “نگاه کن اینجا خانه ی مادربزرگ است! گل هایی که او بیرون از خانه اش پرورش میدهد چقدر دوست داشتنی هستند!” یا “خدای من، تو می توانی لانه هایی که پرنده ها در درخت ساخته اند را ببینی؟ آنها بعضی روزها تخم می گذارند، و سپس پرندگان کوچکی آن بالا خواهند داشت” .در زمستان وقتی شما ردپای حیوانات را در برف تازه می بینید می پرسید”چه کسی در اینجا راه رفته است؟”
 ناظران سیاره
ایده ی دیگر مونتسوری این است که کودکان ناظران زمین هستند و باید یاد بگیرند از مکانهای دور دستی مانندجنگل های انبوه، پوشش های یخ، همچنین طبیعت درون شهر و حومه محافظت کنند و آنها را برای آینده حفظ کنند. به فرزندانتان آموزش دهید که به زندگی احترام بگذارند. درکل، ما همه بخشی از شبکه زندگی و وابسته به تعادل ظریف درون این جهان طبیعت، برای وجود خودمان هستیم. به عنوان مثال، بچه ها اغلب یاد می گیرند که به زمین به عنوان”خاک کثیف” فکر کنند، اصطلاحی که در بسیاری از مردم چیزی تند و زنننده را تداعی می کند.
به بچه ها آموزش دهید که به خاک غنی و به تمام حیاتی که آن (خاک) به سیاره ما می بخشد احترام بگذارند، به ضرورت مواظبت ازتمام موجودات زنده تاکید کنید. به فرزندتان آموزش دهید که برگ و گل ها را بی هدف نچیند و سپس آنها را به اطراف پرتاب نکند،و فقط آنها را برای یک هدف خوب جمع آوری کند. این خوب است که گاهی اوقات گلهای وحشی را جمع آوری کنید، سپس آنها را خشک یا پرس کنید یا آنها را در گلدان آب قرار دهید تا برای مدت زمانی که امکانش هست حفظ شوند.اما هرگز در چیدن هر گل وگیاهی زیاده روی نکنید. به فرزندتان آموزش دهید که به آرامی بر روی زمین راه رود و تنها به این فکر کند که به چه چیزی نیاز دارد. به فرزند خود یاد دهید که از جنگل ها و مراتع لذت ببرد و چیزی را آنجا رها نکند (زباله نریزد).
به او آموزش دهید که هرگز به بستر نرو اگر دیدی که زباله ای بر روی زمین افتاده است، آن را بردار و نگه دار تا زمانی که بتوانی دورش بیاندازی. این امر به ویژه در مورد بطری ها، شیشه های شکسته، قوطی ها و کیسه های پلاستیکی که نه تنها ناخوشایند هستند بلکه همچنین می توانند به حیوانات هم آسیب برسانند صدق می کند. قوطی ها و شیشه های شکسته را با احتیاط جمع آوری کنید، شما ممکن است که یک کیسه ی پارچه ای قدیمی را بر روی شانه تان حمل کنید، همان طور که فرزندتان بزرگ تر می شود به او یک کیسه بدهید تا او هم زباله ها را جمع آوری کند.
منبع:کانون مشاوران ایران-کودکان؛ دانشمندان کوچک
:: برچسبها:
مشاوره کودک ,
کودکان ,
کنجکاوی کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 216
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : پنج شنبه 26 مرداد 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
تمرین کردن باعث پرورش مهارتهای کودک میشود ولی با این حال اغلب به درگیری جدی والدین و فرزندان میانجامد. مادری میگفت: «الیزابت اصرار داشت که گیتار یاد بگیرد، ما برای او گیتار خریدیم و برای آموزش او نیز معلم خوبی پیدا کردیم. اما او به زودی علاقهاش را به گیتار از دست داد و در نتیجه، ما برای واداشتنِ او به تمرین، هر روز درگیری داریم. به نظر شما باید در این کار پافشاری کنیم یا تسلیم شویم؟»
وضعیت دشواری است؛ چون به پرسشهای بسیاری باید پاسخ داده شود تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید که چه راهحلی مناسب است. کودک در چه سنی باید درس گیتار را شروع کند و چطور میتوان معلم یا کلاس مناسبی برای او انتخاب کرد؟ چطور میتوانید اطمینان حاصل کنید که کودک برای انجام تعهدات خود آمادگی دارد؟ آیا کودک ناامید یا نافرمان است، یا این که بیش از حد برای او برنامه در نظر گرفته شده است؟ چطور میتوانید کودک را تشویق کنید که از تمرینات خود لذت ببرد و مسئولیت تلاش لازم را بپذیرد؟
در این مورد، هدف کوتاه مدت شما این است که کودک را وادارید که به تمرین کردن بپردازد. در حالی که هدف دراز مدت شما این است که به او کمک کنید که مهارتهای لذتبخش جدیدی را که بعدها در زندگی به کارش میآید کسب کند. برای دستیابی به این هدفها یک یا هر دو راه حلها را امتحان کنید.مشاوره کودک تلفنی
علایق و تواناییهای کودک را با هم منطبق کنید
برای این که از این تلاش بیشترین بهره را ببرید، با فعالیتی آغاز کنید که متناسب با سن، میزان رشد و علاقه کودک است.
برای او انتخابهای مناسبی فراهم کنید و به او اجازه دهید که خودش انتخاب کند. قبل از این که تصمیمی بگیرید، مطالعه و بررسی کنید. به کلاس موسیقی بروید که سازهای زیادی را به افراد معرفی میکند. از یک کلاس ژیمناستیک دیدن کنید. به کنسرت موسیقی محلی کودکان و یا تاتر محلی کودکان بروید. نوارها یا کتابهایی را از کتابخانه بگیرید که مهارتهای جدیدی را به کودک معرفی میکند. در مورد حالات ممکن، انتخابها، کلاسها و مربیها با معلمها و والدین دیگر گفتگو کنید. تا هنگامی که کودک موقعیتهای مختلف را ندیده است و هنوز برای فعالیتی که واقعا او را به هیجان آورده، آماده نیست، تصمیم قطعی نگیرید.
در مورد آن فکر کنید. اطمینان حاصل کنید که در مورد همه جنبههای مسأله مثلا زمان، هزینه و انرژی فکر کردهاید و در مورد آن واقعبین هستید. برای مثال، کودکی که تصمیم دارد یک اسکیت باز نمایشی شود، باید چندین بار در هفته و احتمالا صبح خیلی زود به پیست برده شود. کودکی که میخواهد شنا یاد بگیرد، علاوه بر استخر، به سرویس رفت و آمد و وسایل شنا نیاز دارد. یاد گرفتن ویلن نیازمند یک دوره آموزشی طولانی است. تمرین پیانو بعد از مدرسه، نیازمند یک پیانو و منظور کردن زمان مناسبی است که طی آن، اتفاقات دیگر خانه مزاحم تمرین کودک نشود. به عبارت دیگر، کودک برای موفق شدن نیازمند کمک و پشتیبانی شماست. هم شما و هم کودک باید آن را جدی بگیرید.
قبل از این که قول بدهید، پرس و جو کنید. اگر کودک شما نسبت به یک فعالیت که نیازمند فراگیری است، علاقه نشان میدهد، ابتدا با یک متخصص مشورت کنید تا بفهمید که آیا زمان برای شروع آن مناسب است یا نه. کودک باید آمادگی جسمی و روحی یک فعالیت را داشته باشد. سن نمیتواند معیار سنجش باشد زیرا هر کودکی در سن خاصی، از نظر فکری بالغ میشود.

سعی کنید سنجیده پول خرج کنید. بلافاصله تصمیم نگیرید که پول زیادی را صرف خرید یک وسیله کنید؛ تنها به این دلیل که کودک شما مشتاق است کاری را شروع کند. میتوانید، در آغاز، پیانو یا ویلن را کرایه کنید یا از سازهای مشقی و یا دست دوم استفاده کنید، و یا ساز یکی از دوستان و آشنایان را امانت بگیرید، تا مطمئن شوید که کودکتان واقعا استعداد و علاقه لازم برای این کار را، دارد. به این ترتیب، میتوانید در صورتی که کودک علاقه خود را از دست داد، بدون ناراحتی، از ضرر و زیان احتمالی جلوگیری کنید.
کودک را مجبور نکنید که به کار ادامه دهد. حتی کودکی که کاملا مصمم است پیانو نواز شود، ممکن است بعد از چند سال آموزش، واقعا به این نتیجه برسد که بهتر است فوتبالیست شود. یا نقاش جوانی که شما همه امکانات را برایش فراهم کردهاید، ناگهان تصمیم میگیرد رهبر ارکستر شود. او را تشویق کنید که به فراگیری مهارت اولیه ادامه دهد،.لی بیش از حد پافشاری نکنید. این مسأله ارزش یک جنگ دائمی را ندارد. به این حال، اگر کودک شما توانا و مشتاق است، با او قراردادی بنویسید که تمرین را بهطور سبکتری انجام دهد. به یاد داشته باشید که هر چیزی که او یاد بگیرد، برای تمام عمر برایش مفید خواهد بود. ممکن است او نتواند یک نوازنده معروف شود، ولی حداقل میتواند یکبار در هفته از کلاس موسیقیاش لذت ببرد. مهمترین چیز این است که او نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد.
منبع:مرکز مشاوره-مشاوره کودک آنلاین:پرورش مهارتهای کودک
:: برچسبها:
مهارتهای کودک ,
مشاوره کودک ,
پرورش مهارت به کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 301
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : دو شنبه 5 تير 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع
«دست نزن عزیزم» کافیه دیگه! مگه به تو نمیگم این کارو نکن! در ذهن تصور کنید که یکی از آن روزهای وحشتناک است که هرگونه ترفندهای از طرف شما بیاثر مانده است و هر شیطنت و آتشی که کودکتان دلش میخواسته، سوزانده است.
یک روز وحشتناکی را تصور کنید که ترفندهایی که به طور معمول موثر از آب در میآمد، بیاثر مانده و کودک دلبندتان به اصطلاح هر آتشی دلش میخواسته، سوزانده است و هر چقدر شما به او گفتهاید «بسه دیگه! مگه نمیگم نکن!» گوشهایش به صحبتهای شما بدهکار نیست و توجهی نمیکند. بالاخره از کوره در میروید و مقداری صدایتان را بلندتر میکنید و کمی تندتر با او صحبت میکنید؛ ولی کجاست گوش شنوا؟ جالب است بدانید از نگاه کودکتان، او توانسته به وسیله شیطنتهای خودش، توجه شما را به سمت خودش جلب کرده و مطمئنا برایش مهم نیست که این جلب توجه از سمت شما مثبت باشد یا منفی.
ممکن است برخی مواقع به خودتان ببالید که چقدر خوب است که خونسردی خودم را حفظ کردم و شاید گاهی داد و فریاد هم به ذهنتان نرسد و مواردی اینچنینی را از خودتان بروز ندهید و فقط بگویید «دست نزن عزیزم»، ولی دوباره هیچ گوش شنوایی از طرف کودکتان نیست که به این حرفها توجه کند. پس در نهایت چه باید کرد؟
وقتی کودک خطایی را مرتکب شد، با چه روشی با او حرف بزنیم؟
خوب است بدانید برای اینکه کودک را به سمت رفتار درست و مناسب سوق دهیم، باید اول برخورد درست و صحیح را با کودک یاد گرفت و از راههای خودش وارد شد. چون ندانستن و تجربه نداشتن در این زمینه، ممکن است کار دست شما بدهد و رویه و روش رفتاری اشتباه شما باعث شود که کودکتان پرخاش کند و گاهی اوقات با حرکات عجیب و پرخاشگرانه، شما را ناراحت کند.
موقعی که میخواهید با کودکتان حرف بزنید، باید به چگونگی و نوع صحبتتان فکر کنید، چون کودکتان غالبا به حرکات بدن، وضعیت، اضطراب، لحن و بلندی صدایتان، نگرانی و خیلی مسائل اینچنینی دقت دارند که ممکن است شما از آنها غافل بوده و زیاد به این مسائل دقت نکنید.
موقع صحبت کردن با فرزندتان سعی کنید نقش بازی کنید، یعنی همه اکثر چیزها را بزرگ جلوه دهید و در موردشان اغراق کنید. حدالامکان سعی کنید با اعتماد به نفس با او حرف بزنید. بعضی مواقع که خواستههای شما با کودکتان با هم فرق دارد، خودتان را شخص سوم خطاب کنید تا بتوانید از یک جنگ تمامعیار جلوگیری کنید. به طور مثال بگویید «مامان میخواد دستاتو بشوره».
این موضوع را بدانید و جدی بگیرید که صحبت کردن با لحنی قاطع به طرز عجیب و معجزهآسایی اثر دارد و موثر واقع میشود. در بسیاری از مواقع صدای آرام، قاطع و حرکات مطمئنتان برای انتقال پیدا کردن پیام به فرزند شما کافی است، چون در این صورت به آنها این پیام را میدهد که در این زمینهها خط قرمزهایی وجو دارند که او نمیتواند پایش را از آنها جلوتر بگذارد. حتما در تمام مواقعی که با کودکتان در حالت صحبت هستید و یا با او بازی میکنید و حتی به او غذا میدهید، تمام خونسردی خودتان را حفظ کنید و هرگز از کوره در نروید، چون این کار باعث میشود که به مرور زمان بر روی رفتار و عملکرد کودک تاثیر منفی بگذارید و او را نیز ترغیب به این کار کنید.

در موقعی که کودک شما دچار خطایی شد، باید با لحنی قاطعانه با او صحبت کنید:
– سعی کنید که داد و فریاد راه نیندازید، اما در مقابل رفتار بد او با لحنی محکم حرف بزنید و خودتان را جدیتر نشان دهید.
– به اندازه قد کودک خم شوید تا قد بلند شما بچه را نترساند و به طور مستقیم به چشمانش نگاه کنید، چون اگر به طور مستقیم و ایستاده و از بالا با او صحبت کنید، او صحبت شما را نادیده میگیرد و زیاد توجهی نمیکند.روانشناسی کودک
– اگر فرزندتان خواست رویش را از شما برگرداند و به سمت دیگری برود، دستهایش را بگیرید تا به طور مستقیم به شما نگاه کند و به او بگویید «لطفا به من نگاه کن».
– به هیچ عنوان نباید در صدا، حرکات و لحن گفتار شما اثری از تهدید و خشونت باشد، زیرا این کار باعث میشود که آنها نیز رفتاری ناخوشایند و غیر قابل تصور از خود بروز دهند که مطمئنا باعث ناراحتی خود شما نیز میشود. اگر احساس کردید که عصبانی هستید و یا نمیتوانید جلوی خشونت خود را بگیرید، سعی کنید از آنها برای دقیقهای دور شوید و بعد از اینکه بر اعصاب خود مسلط شدید، دوباره به سمتشان بروید.
منبع:مرکز مشاوره-روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع
:: برچسبها:
برخورد قاطع با کودک ,
مشاوره کودک ,
تایید کارهای کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دو شنبه 29 خرداد 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
با یک بغل شروع شد. من و دخترم از مهدکودک بیرون میآمدیم که دوست صمیمیاش آمد جلو تا او را بغل کند. دخترم اجازه نداد و دستم را میکشید تا برویم. برای من خیلی عجیب بود و راستش را بخواهید شرمنده شدم. مادر بچه آنجا ایستاده بود و نگاهمان میکرد. یواشکی از دخترم خواستم که دوستش را بغل کند. اینکه آن بچه کوچک و نازنین از رفتار دخترم آزرده شود و قرار گرفتن در این شرایط امتناع احساس بدی برایش ایجاد کند، برایم سخت بود. اما من به پیامی که به فرزند خودم میدادم توجه نمیکردم و فقط نگران دوستش بودم. من میخواستم دخترم را مجبور به انجام کاری کنم که دوست نداشت. به دخترم این مفهوم را انتقال دادم که حریم شخصیاش مهم نیست و میتواند به خاطر خوشایند دیگران و فقط برای اینکه آدم باادبی به نظر برسد از تمایل خودش بگذرد.
✨من بعدا متوجه اشتباهم شدم و رفتارم را تغییر دادم؛ گامهایی برداشتم برای اینکه او بفهمد باید بدنش را دوست داشته باشد و آن را حق خودش بداند و هیچکس حتی مادرش نمیتواند و نباید به او بگوید با بدنش چه کند.
چطور توانستم حق مالکیت بدن را به او یاد بدهم؟
او حق دارد برای موهایش تصمیم بگیرد
دخترم موهای بلند و فر و زیبایی دارد. اما همین موها یک چالش مهم در زندگی من بود. موهای بلند روی کمر زیباست اما دردسرهای خودش را دارد. مثلا شستوشوی این همه مو کار سادهای نیست و واقعا زمان بر است. آرایش مو و جمع کردنش هم سخت است. شاید من دوست داشته باشم او موهایش را کوتاه کند تا کار مراقبت و نگهداری از موها آسانتر شود. اما این واقعا حق من نیست که برای اندازه موهای دخترم تصمیم بگیرم مگر اینکه او خودش بخواهد. این موها متعلق به من نیست و من فقط والد او هستم نه مالک بدن او. این موهای اوست و به من ربطی ندارد که دخترم دوست دارد دردسر شستن موهایش را تحمل کند. تا زمانی که این کار به او آسیبی وارد نمیکند و با موهای بلندش خوشحال است، من به این حق احترام میگذارم و نظری نمیدهم.
آیا من اجازه دارم او را غلغلک بدهم؟
فرزند من بدن حساسی دارد و غلغلکی است. وقتی بچهتر بود ما زیاد با او شوخی میکردیم و غلغلکش میدادیم. یادم میآید که بارها از ما خواسته بود که بیشتر ادامه ندهیم و شوخی بس است. یک بار باجدیت گفت: «بس کن!» اما من باز غلغلکش میدادم و میگفتم: «بس نمیکنم، بس نمیکنم.»

غلغلک دادن کار جالبی است اما میتواند برای کودک یک موقعیت آزار دهنده باشد. بعدها دوباره به این مساله فکر کردم. من چه چیزی به او یاد دادم؟ آیا منظور من این نبود که «نه» گفتن تو ارزشی ندارد و معنایش واقعا تمام کردن نیست؟ تو از ما خواستی دیگر غلغلک ندهیم اما حرف تو برای ما مهم نبود. گویا خواسته تو بیاعتبار و بیارزش است.
ما وقتی این نکته را متوجه شدیم، رفتارمان را تغییر دادیم. هنوز هم گاهی وسط بازی قلقلکش میدهیم اما وقتی او میخواهد که دیگر ادامه ندهیم، به خواستهاش توجه میکنیم مگر اینکه خودش دوباره پیشنهاد شروع بازی را بدهد. بغل کردن زورکی نیست بعد از ماجرایی که گذشت من از دخترم خواستم بدون اینکه دیگران را ناراحت کند و احساساتشان را جریحهدار کند به آنها بفهماند که علاقهای به بغل کردن ندارد و تاکید کردم که حتی من به عنوان مادرش هرگز او را مجبور نخواهم کرد کاری که واقعا دوست ندارد را انجام بدهد حتی اگر این یک بوسه کوچک از گونهاش باشد. دیگر هرگز از او نخواستم برای رعایت ادب و خوشایند دیگران پذیرای آغوش آنها باشد.
این مسالهای ساده بود و من نتیجهاش را خیلی زود در رفتار فرزندم دیدم : دفعه بعدی که دوستش میخواست او را بغل کند، دخترم ابتدا سعی کرد از موقعیت فرار کند اما حرفهای ما تاثیر مثبتی داشت، چون او دوباره برگشت و به دوستش گفت: «امروز بغل نمیخوام.» حرف او اصلا به معنای رد کردن درخواست محبتآمیز دوستش نبود. من دخترم را مجبور نمیکنم که دیگران را به آغوش بگیرد یا ببوسد یا هر واکنش و تماس جسمی محبتآمیز دیگری داشته باشد مگر اینکه واقعا این کار برایش خوشایند باشد.
منبع:مرکز مشاوره-حق مالکیت بدن را به کودک یاد بدهید
:: برچسبها:
مشاوره کودک ,
آموزش به کودک ,
حق مالکیت بدن ,
:: بازدید از این مطلب : 248
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دو شنبه 29 خرداد 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
همانطور که از زمانی که از منزل خارج میشوید و با وسایل و اشیای مختلفی در ارتباط هستید و دائما به آنها دست میزنید و دستان شما به میکروب آغشته میشود، کودکان نیز همانند شما در طی روز به وسایلی مثل اسباببازیها، وسایل تزئینی منزل، گاهی وسایل آشپزخانه و… دست میزنند که دستانشان کثیف میشود.
کودکانی که دچار جنب و جوبش بیشتری هستند و دائما بالا و پایین میپرسند و یا زیاد تحرک دارند، بیشتر مورد آلودگی قرار میگیرند و باید بیشتر به نظافت شخصیشان پرداخت. یعنی کودکی که تحرکش زیاد و خود را دائما به وسایل میمالد و یا سرش را به دیوار و یا وسایل میکشد و یا به اصطلاح شیطنتش زیاد است، خیلی بیشتر مورد آلودگی قرار میگیرد تا کودکی که تحرک کمتری دارد.مشاوره کودکان
مادران تازهکار یا زنانی که قصد مادرشدن دارند، همیشه این نگرانی را دارند که چگونه نوزاد تازه به دنیا آمده خود را حمام کنند. معمولا یک مادربزرگ مهربان و دلسوز هست که با استفاده از تجربه بزرگ کردن چندین فرزند، با عشق و علاقه نوه کوچک خود را حمام میکند. با این حال مادران تازهکار هم باید حمام کردن نوزادشان را یاد بگیرند و بیترس از لیز خوردن بچه یا آسیب رساندن به او، فرزند دلبندشان را حمام کنند و از این کار لذت ببرند.
پس به جای نگرانی و ترسیدن، طرز حمام کردن نوزاتان را یاد بگیرید. اگر همیشه تفکرات منفی را در ذهن خود پرورش دهید و به این فکر کنید که اگر فرزندم را به تنهایی حمام ببرم حتما از دستم لیز میخورد و دچار آسیب میشود و یا تصور کنید که همیشه یک چیزی کم است و ممکن است شما را با مشکلات زیادی مواجه کند و یا تفکراتی در این زمینهها، مطمئنا هیچگاه در این کار موفق نخواهید شد. سعی کنید حمام کردن کودکتان را با آرامش شروع کنید.
اگر شما اضطراب دارید و یا نگران هستید، علاوه بر اینکه روی کار مسلط نیستید، کودکتان هم متوجه وخامت اوضاع میشود و این ممکن است او را هم نگران کند و خاطره ناخوشایندی از حمام کردن در ذهن او باقی بگذارد. این کار و طرز فکر شما باعث میشود کار شما برای حمامهای بعدی سخت شود و یا در مواقعی غیرممکن شود.
یکی از موارد مهمی که در مراقبت از پوست کودک باید در نظر گرفت، شستوشوی منظم پوست اوست. حمام کردن به صورت روزمره و در صورت امکان در زمان مشخصی از روز میتواند به کودک احساس آرامش و طراوت دهد و به کودک کمک کند تا از آلودگیها در امان بماند. همانطور که میدانید بسیاری از کودکان با بردن دست خود به داخل دهان، باعث میشوند تا میکروبهای زیادی از طریق دهانشان به داخل بدنشان وارد شود،
پس سعی کنید با حمام کردن کودکتان و یا شستن مداوم دستشان، آنها را از این بیماریها دور کنید. هنگامی که کودک را در آب شناور میکنید و همزمان دستهای گرم و محبتآمیز مادر به سمتش میآید، کودک به یاد زندگی کردن در رحم مادر میافتد.
یکی از دلایلی که کودک از حمام رفتن لذت زیادی میبرد، همین نکته است. یعنی یکی از دلایلش این است حس خوب و شیرین رحم مادر را به یاد میآورد و دوست دارد بیشتر در آب بماند؛ و دقت کردهاید که وقتی میخواهید کودک را از حمام بیرون بیاورید، اعتراض میکند و یا در بسیاری از موارد گریه میکند و میخواهد بیشتر در فضای حمام بماند. توصیه میشود که به یکباره و یکدفعه کودک را از آب جدا نکنید و سعی کنید آرام آرام و کمکم او را از محیط حمام بیرون بیاورید، زیرا با این کار هم میتوانید از گریه او جلوگیری کنید و هم فضای سرد بیرون از حمام باعث نشود تا کودک شما سرما بخورد.

به مرور زمان که فرزند شما بزرگتر میشود، بازی کردن در آب و ماندن در آب برای او نوعی بازی به حساب میآید و به مرور زمان تجربه حمام کردن کودک با اطرافیان، مخصوصا مادر برای او بسیار لذتبخشتر میشود. روش حمام کردن کودکان در سنین مختلف با هم تفاوت دارد. به یاد داشته باشید قبل از حمام بردن کودکتان، تمایل وسایل مورد نیاز مانند لیف، شامپو بچه، شامپو بدن ملایم یا صابون مخصوص کودک، حوله و البسته، پنبه، حوله کلاهدار نخی و مورد نیاز بعد از حمام را فراهم کرده و زودتر در دسترس قرار دهید. اگر با تصور اینکه در حمام همه چیز آماده است،
کودکتان را به حمام ببرید و بعد از استحمام نیاز به حوله داشته باشید و کسی در منزل نباشد تا به شما کمک کند، نه میتوانید کودک را در حمام تنها بگذارید و نه میتوانید او را برهنه بیرون بیاورید و به دنبال حوله بگردید، چون کودک سرما میخورد، پس بهتر است قبل از حمام بردن کودک،تمامی وسایل نامبردهشده را آماده کنید.
حمامکردن کودکان
قبل از اینکه کودک را به حمام ببرید، از دمای مناسب آب اطمینان حاصل کنید. تبدیل کردن زمان حمام کردن به زمانی شاد و خاطرهانگیز برای کودک، میتوانید به ایجاد جذابیت برای کودکان کمک کند. همچنین استفاده از وسایل بازی مانند انواع عروسکها و وسایل کمک آموزشی در حمام برای سنین مختلف جذاب است. یعنی با بردن وسایل بازیای که آب وارد آنها نمیشود و خراب نمیشوند، میتوان فضای خوب را ایجاد کرد تا کمک با بازیکردن استحمام کند و به حمام بیشتر ابراز علاقه کند.
منبع:مرکز مشاوره-مشاوره کودکان:حمامکردن کودکان
:: برچسبها:
حمامکردن کودکان ,
مشاوره کودک ,
استحمام کودکان ,
:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 20 خرداد 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
سلام دلارام رسولی از مرکز مشاوره و روانشناسی ایران هستم و خوشحال میشم ب سوالات شما در زمینه مشاوره کوک پاسخ بدم. در ادامه سوالات پرکاربرد قرار دادم.
همانکه میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ، در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.
مشاوره کودک مشاوره کودک ۴ و نیم ساله باسلام.دختر۴ونیم ساله ای دارم که ازسن۳سالگی اغلب اوقات درمیهمانیها موقه شام به جای اینکه کنارمن بشینه وغذابهش بدم میره کناردیگرافرادفامیل میشینه.باوجودهرگونه محبت وتوجه و تنبیه ودعوا…امااثربخش نیست
پاسخ
با سلام مادرگرامی اینکه کودک شما از ۳ سالگی چنین رفتاری دارد می تواند یا دال بر روابط اجتماعی قوی او باشد که بک مساله است و اصلا ربطی ندارد که شما رو دوست نداشته باشد و یا هر نکته ای صرفا تجربیات حضور در کنار دیگران را دوست دارد
از طرفی ممکنه در دوره ای حتی یک خاطره دعوا و تنش و ایرادگیری این مساله را ایجاو کرده باشد هر چند کوچک که در ذهن باقی بوده باشد و مساله سوم برریی شرایط هوشی وسایر جنبه های رشد عقلی کودک است و اینکه تفکیکی بین غریبه و والد قابل می شود یا خیر
.ببینید ممکنه مساله اخر نیاز به بررسی های بیشتری باشد که خوب باید توسط روان پزشک یا روانشناس بررسی دقیق شود.البته ممکنه اصلا در مورد دختر شما صدق نکند هوش و همه مسائل طبیعی باشد و این رفتار کم کم با دادن توضیحات و رشد عقلی کودک کاهش پیدا کند.در هر حال امیدوارم مشکل خاصی نباشد وکودک شما سلامت باشد اگر نیازی بود به روانشناس کودک ارجاع دهید . در این مورد میتونید با متخصصین مرکز مشاوره و روانشناسی ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴ موفق باشید
مشکل دختر کلاس سوم ابتدایی با سلام دختر کلاس سوم ابتدایی که همیشه با بچه های کم سن و سال خودش تمایل به بازی دارد و از بازی با همسن وسالای خودش امتناع می کند ؛علت چیست ؟لطفا راهنمایی کنید
پاسخ مشاور کودک : بیمیلی کودک به بازی با کودکان دیگر نکات مهم تمایل کودک به بازى با بچههاى دیگر، یکسان نیست. بعضى از بچهها، بیشتر از بچههاى دیگر معاشرتى و اهل بازى با کودکان همسن خود هستند و بعضى بچهها ذاتاً آرامتر هستند. این اختلاف طبیعى است؛ اما تمایل به بازى با کودک دیگر و داشتن همبازی، در وجود هیچ کودکى به صفر نمىرسد.

علل بىمیلى ممکن است مربوط به وضعیت جسمی، روحى و روانى کودک، یا وضعیت اجتماعی، اقتصادى خانوادهٔ او باشد که او را به انزوا مىکشاند و از بازى با بچههاى دیگر فرار مىکند. علل عمدهٔ بىمیلى کودکان عبارتند از:
– ممکن است کودکى دچار ضعف در سلامت جسمانى باشد،؛ مثلاً خیلى زود از جستوخیز خسته شود یا نفس تنگى پیدا کند، یا بیمارىهائى داشته باشد که اجازهٔ بازى پر افت و خیز را به وى ندهد.
در اینصورت، ترتیبى بدهید که معاشرت او با دیگر بچهها توأم با بازىهاى فکرى مناسب و جنبوجوش کمتر باشد.
– گاهى کودک، بهدلیل تفاوتهائى که با دیگران دارد، با آنان نمىجوشد. این تفاوتها ممکن است از اجبار کودک به استفاده از عینک ذرهبینى قطور گرفته، تا لکنت زبان او و حتى هوش فوقالعادهاى باشد که اینها میل به گوشهگیرى را در کودک تقویت مىکند، یا گاهى او را چنان حساس و آسیبپذیر مىسازد که با کوچکترین تمسخر و یا سرزنش دیگر کودکان، مىرنجد و از معاشرت با آنان زده مىشود.
گاهى هم کودک خجالتى است و مشکل مىتواند در دوستى با بچههاى دیگر پیشقدم شود. در چنین مواردی، مشکل او خیلى ساده و تنها با تشویقى آرام و تدریجى حل مىشود. نصیحت و پند و اندرز دادن و تأکید بر اینکه: ‘اینقدر یک گوشه ننشین؛ تو دیگر بزرگ شدهای!
منبع:مرکز مشاوره-مرکز مشاوره کودکان
:: برچسبها:
مرکز مشاوره ,
مشاوره کودک ,
مشاوره کودکان ,
:: بازدید از این مطلب : 290
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : پنج شنبه 18 خرداد 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
زمانی تلفن همراه یک وسیله ی لوکس منحصر برای ثروتمندان یا وسیله ی مورد استفاده برای والدین بود، اما از یک زمانی به بعد این مسئله که کودکان نیز یک گوشی تلفن همراه داشته باشند امری عادی شده است. کودکان نوپا و بچه های کوچک با گوشی تلفن همراه و تبلت آشنا می شوند و به وسیله ی آن می توانند شوهای تلویزیونی مورد علاقه شان را تماشا کنند، به موسیقی گوش دهند و با آن بازی کنند. ولی دلیلی وجود ندارد که کودکان در سنین پایین با این قبیل
ابزار اشنا شوند و یا پیش از انکه ضروری باشد به انها یک گوشی شخصی داده شود.
زمانی که بچه ها انقدر کوچک هستند که باید همواره تحت نظارت باشند، آنها به موبایل نیازی ندارند. این مسئله روشن به نظر می آید که در تکنولوژی موبایل در اصل برای ارتباط با دیگران ابداع شده است. کودک برای تماشای شوهای تلویزیونی و بازی کردن به موبایل نیاز ندارد. استفاده از وسایل الکترونیکی برای بچه ها در سنین خاصی بر روی رشد و سطح توجه آنها تاثیر می گذارد. هیچ دلیل برای اینکه کودکان برای خودشان موبایلی داشته باشند که همیشه در دسترس باشند وجود ندارد. شما می توانید گوشی را پیش خود نگه دارید و زمانی که کودک باید به شما تلفن بزند و یا از او خبردار شوید گوشی را در اختیار او بگذارید.

زمانی که فرزند شما سنین بلوغ را پشت سر گذاشته مثلا در حدود پانزده سالگی، مطمئنا باید گوشی همراه داشته باشد حداقل یک گوشی برای تماس های اضطراری باشد نه حتما یک گوشی هوشمند که نوجوانان همه خواهان ان هستند.
این زمانی است که فرزند شما به اندازه کافی استقلال و جسارت دارد که به تنهایی و یا با دوستانش بیرون برود و زمانیست که کودک به ارتباط نیاز دارد. این بدین معنی نیست که نباید هیچ قانونی در رابطه با این وسیله وجود نداشته باشد. به فرزند خود اجازه ندهید همان سطح دسترسی که شما به گوشی موبایل دارید به همان مقدار به موبایل دسترسی داشته باشد.
بنابراین زمانی که یک گوشی موبایل در اختیار فرزند خود می گذارید نیاز است که یک سری محدودیت ها برای استفاده از آن برای او قائل شوید. این مسئله می تواند در مورد این باشد که کودکان برای چه کاری از تلفن همراه استفاده کنند و چه زمانی اجازه استفاده از آن را دارند. تمام گوشی های نوجوانان هوشمند هستند و مجهز به اینترنت بنابراین تمامی نوجوانان دسترسی وسیع بع گستره اینترنت از گوشی های خود خواهند داشت. نمی توانیم خود را گول بزنیم و با محدودیت های ظاهری تصور کنیم نوجوان را محصور نگه داشته ایم. بهتر است بدین منظور روی اگاه کردن نوجوانان سرمایه گذاری کنیم. به عنوان یک والد، این مسئله به شما بستگی دارد که تشخیص دهید که چه زمانی برای کودک خود تلفن همراه بخرید. یک موبایل مشترک با اعضای خانواده یا با خواهر و برادر بزرگتر گاهی می تواند یک راه حل خوب باشد. بلوغ کودک خود و به کار گیری قوانین را در او در نظر بگیرید.
منبع:کانون مشاوران ایران-چه زمانی برای فرزندم تلفن همراه بخرم؟
:: برچسبها:
مشاوره کودک ,
تلفن همراه ,
تلفن همراه کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : شنبه 16 ارديبهشت 1402 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
اصول تربیت فرزندان بر اساس مطالعات مراکز مشاوره کودک چیست؟
تربیت و تعلیم نوعی هنر می باشد و برای اینکه به تربیت و تعلیم درستی دست یابد باید فرد در چهارچوب خاصی عمل کند.
تربیت تنها به خانواده ربط ندارد و عوامل دیگری مانند جامعه، مدرسه و شخصیت فرد نیز در تربیت فرد دخالت دارد.
برای شکل گیری تربیت اگر خانواده و مدرسه باهم هماهنگ باشند نقش آن ها در تربیت پررنگ خواهد بود و می توانند اثر جامعه را کمرنگ کنند و علاوه بر این ها وراثت و ژن های مختلف می تواند در شکل گیری شخصیت و نوع تربیت فرد اثرگذار باشد.
بر اساس مطالعات انجام شده در زمینه کودک باید تربیت به درستی انجام شود و تربیت نیاز به تلاش، برنامه ریزی و استفاده از فرصت ها دارد.
برای تربیت فرزند باید پدر و مادر از هر لحظه زندگی خود استفاده کنند تا به خوبی بتوانند مسائل تربیتی را به کودک خود بیاموزند، کودکان توانایی زیادی برای شکوفا شدن دارند و بیشتر مواقع پدر و مادر محدودیت هایی را ایجاد می کنند و یا کلماتی را استفاده می کنند که جلوی پیشرفت کودک خود را می گیرند و اجازه نمی دهد استعدادهای کودکش شکوفا شود.

در این مقاله اصول تربیت فرزندان را بررسی می کنیم و نکات مهم را مورد مطالعه قرار می دهیم.
اصول تربیت فرزندان – هماهنگی پدر و مادر پدر و مادر دو رکن اصلی و مهم برای تربیت فرزندانشان هستند آن ها باید با یکدیگر هماهنگ باشند و به دیگران اجازه ندهند تا در تربیت فرزندشان دخالتی داشته باشند.
والدین باید هماهنگی قوی داشته باشند و نگذارند حتی نزدیک ترین اشخاص خانواده مانند خواهر و برادر بزرگ تر، مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها در تربیت فرزندشان دخالت کنند.
هماهنگ بودن پدر و مادر بسیار اهمیت دارد اگر زمانی یکی از والدین سست عمل کند و دیگری بسیار جدی باشد در این صورت فرزند ممکن است به سمت یکی از آن ها کشیده شود و در تربیت فرزند مشکلاتی به وجود آید.
اما اگر پدر و مادر با یکدیگر هماهنگ بوده و نسبت به تربیت کودکشان به یک نتیجه واحد رسیده باشند می توانند فرزند با ادبی را تحویل جامعه بدهند.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-اصول تربیت فرزندان بر اساس مطالعات مراکز مشاوره کودک چیست؟
:: برچسبها:
اصول تربیت فرزندان ,
مشاوره کودک ,
تربیت فرزند ,
:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 10 مهر 1400 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
رشد روحی کودک از وقتی که به دنیا میآید تا زمانی که به درجه انسان کامل میرسد، دارای مراحلی است که رسیدن به نقطه اوج آن بدون گذر از مراحل پایینتر ناممکن است. پدران، مادران و مربیان اگر مراحل رشد و توانایی کودکان را به صورت کامل و درست بشناسند، در تربیت فرزند بهتر میتوانند عمل کنند. عدم شناخت مراحل رشد کودک سبب افراط یا تفریط در تربیت میشود که هر یک از این دو، آثار ناگواری بر جای خواهد گذاشت که جبران این آثار، گاهی غیرممکن است. باید با توجه به مراحل رشد عاطفی، درخواستها و نیازهای کودک را در نظر گرفت. مثلا توجه: به او، نیاز او به محبت اشباع میکند. پس مادران باید توجه داشته باشند حضور آنان و تماس بدنی با کودک به او آرامش و احساس امنیت میدهد و آسایش روحی سبب رشد هر چه بهتر کودک میشود. البته پدران نیز همانند مادران باید بدانند که کودک، علاوه بر مادر و محبت او، به پدر و رابطه با او هم نیاز دارد و کمبود احساس محبت از سوی پدر برای او پیامد مناسبی نخواهد داشت و قطعا امنیت روحی و آسایش خاطر او را به هم میزند. بنابراین پدر و مادر باید همراه و همگام با یکدیگر در رشد و ارتقای سطح فهم و تربیت کودکشان تلاش نمایند. والدین باید توجه داشته باشند که در برخورد با فرزند باید صبر و حوصله بیشتری داشته باشند. مثلا وقتهایی او بهانهای میگیرد، باید با صبر و حوصله پاسخ او را داد و در آرامش و تامین امنیت روحی او کوشید. باید از بروز حسادت وی جلوگیری کرد و با دادن مسئولیتهایی در حد توان وی، حس مسئولیت انجام کارها را در او زنده ساخت.
 جامعهای که به سلامت جسم و روان اعضای خود توجه میکند، ضمن عدم صرف هزینههای سرسامآور درمانی، انسانهایی سالم نیز پرورش میدهد که موجب رشد فردی و اجتماعی خواهد شد. از جمله ویژگیهای فردی که از سلامتی روانی برخوردار است، عبارتند از: 1- قابلیت ایجاد روابط موزون و هماهنگ با دیگران 2- حل تعارضهای هیجانی و تمایلات شخصی 3- تغییر و اصلاح محیط اجتماعی پیرامون بر اساس آمارهای موجود تمام مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی همگی ناشی از رفتارها و روشهای غلط زندگی است. بنابراین همان قدر که سلامت جسم اهمیت دارد، به همان نسبت سلامت روان نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. پس باید راهکارهای صحیح زندگی را در پیش بگیریم.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-شناخت رشد روحی کودک
:: برچسبها:
رفتار کودک ,
روانشناسی ترس ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 572
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 28 دی 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
والدین همیشه برای فرزندان خود دغدغه دارند و میتوان دوستیابی را هم یکی از این دغدغهها به حساب آورد، والدین نگران دوستانی هستند که فرزند خود انتخاب میکند، و اگر حس کنند که این دوستی به نفع فرزند آنها نمیباشد به هر طریقی که شده این رابطه را میخواهند حذف کنند و مانع آن شوند، البته این نگرانی منطقی میباشد. دوستان میتواند بیشتر تاثیر را بر روی رفتار و سرنوشت افراد داشته باشد. والدین باید متوجه این مسئله باشند که سلامت روانی کودکان تاثیر بر روی دوستی مناسب او دارد.
تحقیقات نشان داده است که داشتن دوست در گروه سنی فرزندشان باعث ارتقای سلامت روحی و روانی او میشود و او توانایی این را پیدا میکند تا از موقعیتهای دشوار زندگی راحتتر عبور کند. زمانی وجود پیش میآیید که آدمی نیاز به یک حمایت کنندهای غیر از خانواده نیاز دارد و یک دوست خوب میتواند این نیاز را برطرف نماید. بنابر این والدین نباید حساس نسبت به دوستیابی دوستان خود باشند و با این رفتار مانع دوستابی آنها شوند، و البته والدین باید مراقب باشند که فرزندان آنها دوستهای مناسب انتخاب کنند و فرزند آنها به واسطه همین دوستان دچار برخی مشکلات نشوند.
برخی کودکان در امر دوستیابی دچار مشکل میشوند و یا نمیتوانند با دیگر همسالان خود ارتباط برخورد کنند و از پیدا کردن دوست مناسب عاجزند و در این راه دچار ناامیدی میشوند، و شنیدن این جمله از زبان فرزند که «کسی منو دوست ندارد و با من کسی دوست نمیشه» برای والدین ناراحتکننده است ولی باید آنها فراموش نکنند که در این امر مهم نبایست مستقیم وارد عمل شوند و خود دوست برای او انتخاب کنند بلکه باید به او آموزش دهند که برای خودش یک دوست مناسب پیدا کند و کودک خود را از افسردگی و آزردهخاطری که دارد بیرون بیاورند. زیرا یک چنین حس که در طولانی مدت ادامه پیدا کند باعث افسردگی و رنجخاطر کودک میشود.
![]()
همانطور که میدانیم یک کودک که به دنیا میآیید ذهنیت بکر و سفیدی دارد و این اطرافیان هستند در او تاثیر میگذارند و ذهنیت او را بذرپاشی میکنند، بنابراین والدین باید متوجه باشند که این ذهنیت سفید او را با هر نوع رفتاری مسموم نکنند و او را آزرده خاطر نکنند و او را در جهت مثبت هدایت نمایند.
کودکان دارای روحیات متفاوت هستند و انعطافپذیری آنها کاملا متفاوت میباشد، برخی از کودکان در برقرار ارتباط با دیگران خیلی راحت و زود انس میگیرند و برخی از آنها هیچ علاقه به ارتباط داشتن با اطرافیان خود ندارد و دائما به مادر خود متصل هستند.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-چگونه دوستیابی را به فرزندان آموزش دهیم؟
:: برچسبها:
آموزش کودک ,
مشاوره کودک ,
دوستیابی ,
:: بازدید از این مطلب : 604
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 27 دی 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
روانشناسی کودک بدون شک یکی از پر اهمیت ترین .
و دارای تاثیر ترین دوران زندگی آدم دوران کودکی محسوب می شود.
اهمیت روانشناسی کودک دورانی که در آن شخصیت شخص پایهریزی میشود و شکل خواهد گرفت. در دنیای امروز این حقیقت انکارناپذیر به ثبت رسیده است. که کودکان در سنین پایین فقط به توجه کردن و مراقبت جسمانی احتیاج ندارند. مراقبت جسمانی کودک بلکه این توجه باید به تمام بُعد های وجودی آنها مانند:
رشد کردن اجتماعی،عاطفی و شخصیتی و همینطور هوشی را شامل شود.

این بُعدها عوامل مشخص کننده و اساسی یک انسان به حساب می آید .
که از دوران کودکی شکل خواهد گرفت.
مرکز ” مشاوره ستاره ایرانیان” تنها کلینیک شبانه روزی تخصصی و روانشناسی در ایران.
اهمیت روانشناسی کودک روانشناسی کودک اهمیت داشتن خود را از کودک خواهد گرفت. به دلیل اینکه دوران کودکی انسان دارای اهمیت فوق العاده ای می باشد . شاید نگاهی به دوران کودکی انسان و مهارتهای نوزاد انسان. در مقایسه کردن با دیگر موجودات ارزش این دوران را ایجاد کند. نوزاد انسان در بین دیگر موجودات عالم به زمان بیشتری احتیاج دارد.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-روانشناسی کودک
:: برچسبها:
روانشناسی کودک ,
مشاوره روانشناسی کودک ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 576
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه 12 دی 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
همه انسانها بدون شک شاهد طلاق در خانواده خود، دوستان و آشنایان بودهاند، این امر در مذاهب مختلف و از نظر عرف جامعه مورد نکوهش قرار گرفته و اغلب خانوادهها هم به علت پایبند بودن به این دو مسئله بعد از یک ازدواج نامطلوب همه تلاش خود را میکنند تا تن به طلاق ندهند.
طلاق همیشه نقل گپ و گفت خانوادهها بود خصوصا خانوادههای که دارای مشکلات زناشویی میباشند، و بزرگترهای خانواده و حتی خود زناشو فقط به مسئله این که امر طلاق در جامعه انعکاس بدی دارد میاندیشند و غافل از آن هستند که یک زندگی که دائم در حال جدال هست بیشترین آسیب را به خود آن خانواده میرساند و از نظر رفتاری باعث میشود که بهداشت روانی جامعه به خطر بیفتد.
در خانوادههای که جدال و جنجال است، اگر آنها دارای فرزند نباشند خودشان همیشه با روان آشفته وارد یک جامعه میشوند و گاهی به علت جدالهای خانوادگی آنچنان مشکل روحی و روانی پیدا میکنند و این حالت خود را در محیط کار و اجتماع ناخواسته انعکاس میدهند و اگر هم دارای فرزند باشند اولین آسیب به کودک میرسد، زیرا او در یک محیطی ناآرامی روحی و روانی قرار دارد و از محبت، عشق و علاقهای که باید در خانواده حاکم باشد محرم میباشد و نمیتواند اوقات خوبی را با والدین خود داشته باشد.

والدین باید بدانند آسایش فرزند اولویتدار میباشد و آنها باید زمانی تصمیم به داشتن فرزند بنمایند که از هر نظر آمادگی داشته باشند و اگر زمانی که آنها دارای فرزند هستند و زندگی زناشویی آنها به شدت مشکلدار شده و تحمل یکدیگر را ندارند هرگز نگویند به خاطر فرزندانمان باید زیر یک سقف زندگی کنیم آنها خواسته یا نخواسته زمانی که زیر آن سقف فرضی خود هستند برای تربیت کودک باید بدانند بیشترین آسیب را به او میرسانند. در درجه اول آنها باید با یک مشاور خانوادگی صحبت بکنند و اگر تایید شده که آنها واقعا به بنبست رسیدهاند دیگر زندگی پر از جنجال را ادامه ندهند زیرا باعث آسیبهای روحی و روانی بسیار زیاد در کودک میشوند و دائما روح و روان حساس کودک سائیده میشود و او هم تبدیل به یک آدم پرخاشگر میشود، و کمبودهای محبتی را که در خانواده دارد سعی میکند در جامعه به صورت ناهنجار جبران نماید.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-با طلاق به کودک آرامش دهید!
:: برچسبها:
روانشناسی ترس ,
مشاوره طلاق ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 681
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 1 آذر 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
در هنگام متولد شدن کودک دیگر در خانواده متداول ترین نگرانیهای والدین سازگاری بچهها با به دنیا آمدن یک خواهر یا برادر و انس گرفتن آنها با یکدیگر میباشد. تولد فرزندی جدید، استرس مهمی برای کودک است و بروز برخی واکنشها در خواهر و برادر نشان میدهد که در حال کنارآمدن با این استرس هستند. رابطه کودک خردسال با فرزند تازه متولد شده خود رابطه ضد و نقیضی است چون اکثر کودکان با تولد خواهر یا برادر واکنشهای مثبت و منفی نشان میدهند.
واکنشهای کودک در این حالت عبارتند از: بیشترشدن دفعات ایستادن مقابل والدین، عصبانیت و پرخاشگریاو افزایش مییابد، اضطراب جدائی و رفتارهای پر استرس از قبیل ناخن جویدن، شب ادراری، بهانهجویی و … پناه بردن به شیشه شیر، پستانک و سایر رفتارهای نشانگر «واپسروی». والدین معتقدند که فرزند بزرگتر نسبت به فرزند نورسیده پرخاشگری میکند، ولی عکس این اعتقاد صادق میباشد زیرا رفتار پنهان یا آشکارفرزند بزرگتر بیشتر به والدین معطوف است تا به فرزند نورسیده.
محققین بیان میدارند که پس از تولد فرزند دوم، تغییرات قابل توجهی در رابطه والدین با فرزند اول رخ میدهد. این امر که مادرها به دنبال تولد فرزند دوم طبیعی است و وقت کمتری برای فرزند اول بگذارند و این پدرها هستند وقت بیشتری صرف فرزند اول کنند. بنابر این رابطه مادر- کودک در این زمان دچار تغییر میشود و تعجبی هم ندارد که تقریبا ً تمام کودکان خردسال به تولد فرزند جدید در خانواده واکنش منفی نشان بدهند و این واکنشهای منفی اغلب بچهها، ظرف 4 ماه کاهش مییابد و ظرف یک سال برطرف میشود. اما این سوال بالینی مهم پیش میآید که چرا بعضی کودکان به نحو مناسب و کافی با تولد فرزند جدید در خانواده سازگار نمیشود.

شناختن متغیرهایی تاثیر گذارد بر سازگاری کودک با تولد خواهر و برادر جدیدش سخت است و مهمترین عوامل عبارتند از خلق و خوی کودک، سن کودک هنگام تولد خواهر یا برادر جدید، وضعیت روانی مادر، کیفیت رابطه پدر و مادر.
کودکان (به ویژه پسرها) بیشتر واکنش اضطرابی بروز میدهند، و در این هنگام مشکل خلق و خو دارند برای مثال عنق هستند یا واکنش هیجانی شدید نشان میدهند، گوشهگیر میشوند و واکنش آنها تداوم مییابد و سختتر با شرایط سازگار میشوند. این وظیفه والدین است که نگاه پیشگیرانه داشته باشند، در مورد سازگار شدن کودک با تولد خواهر و برادر چون کودکانی یاد میگیرند در همان ماههای اول با این اتفاق سازگار شوند در روابط تنگاتنگ و صمیمی خود با خواهر و برادر مهارت اجتماعی و شناختی مهمی را میآموزند که بعدا با خواهر و برادر خود کمتر اختلاف خواهند داشت. والدین باید فرزند بزرگ خود را برای تولد فرزند جدید آماده کنند. البته اینکه آماده کردن کودک را از چه زمانی شروع کنند به کودک بستگی دارد.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-آمادگی کودک برای تولد خواهر یا برادر
:: برچسبها:
رفتار کودک ,
فرزند جدید ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 629
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 1 آذر 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
این تصور نادرست است که اگر از همان ابتدا همانند بزرگان با کودکمان حرف بزنیم، زودتر بزرگ میشود و از نظر اجتماعی پیشرفت میکند، در حالی که اگر کودکان دلایل عقلی را میفهمیدند، دیگر احتیاجی به تربیت نداشتند. اگر از اول طفولیت با کودکان با زبانی صحبت شود که قادر به درک آن نیستند، در واقع آنان را به استعمال کلمات بیهوده و بیمورد عادت دادهایم، زیرا کودک در عالم طفولیت سیر میکند و چنین زبانی را نمیپسندد. پس به تدریج باید اسباب پیشرفت و تشخیص کودکان را فراهم آوریم.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «بر پدر و مادران لازم است که دنیای کودکان را درک نمایند و در ارتباط با آنان رفتاری کودکپسند پیشه کنند.»
بنابراین، مسائل تربیتی و آموزشی را نیز باید با زبانی کودکانه و همراه با شادی و در قالب بازی به فرزندانمان بیاموزیم و از سختگیری بپرهیزیم و توقع نداشته باشیم که آنان نیز همانند ما فکر کنند و رفتاری همانند رفتار بزرگسالان داشته باشند. در نتیجه باید به مقدار فهم کودک با او سخن بگوییم و چیزی را که در توانایی و فهم قوای عقلانی او نیست به او لقا نکنیم، زیرا موجب ایجاد نفرت و انزجار او میشود. رسول اکرم(ص) میفرمایند: «اگر کسی با مردم سخنی بگوید که درخور عقل آنان نیست، فتنه و ناامنی برای برخی از آنان ایجاد میکند.
![]()
روانشناسان تعلیم و تربیت، معتقدند که والدین و مسئولین تعلیم و تربیت باید استعدادهای کودکان را بشناسند و برای کشف و تقویت و پرورش آن استعدادها کوشش کنند. آنها معتقدند که اخلاق در فطرت کودک نهفته است و والدین تنها پرورشدهنده اخلاق هستند، نه یادهنده. کودک بالفطره راستگو، با محبت و درستکار است. بزرگترها و محیط از او چیز دیگری میسازند. برخی نظریهپردازان تعلیم و تربیت عقیده دارند که به علت ترس کودک در مدرسه استعدادهای او شکفته نمیشود. بنابراین ما باید به تفاوتهای فردی کودکان، استعدادها، علاقهها و دیگر تفاوتهای آنها توجه کنیم. در مدرسه باید ابتدا دانشآموز کاملا شناخته شود و استعداد و علائق او کشف شود و سپس برای بهکارگیری استعداد و علائقش او را راهنمایی کنند. مدرسه باید مکان مناسبی بوده و امکانات لازم را برای تحصیل کودکان فراهم کند و آموزش و پرورش بهترین نهاد برای رسیدن به این هدف است. مسئولین میتوانند از طریق ایجاد برنامههای تفریحی مثل اردو و بازدید، مدرسه و کلاس را از حالت خشک و بیروح درآورند.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تربیت کودک را به زبان خودش به او بیاموزید
:: برچسبها:
تربیت کودک ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 721
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : چهار شنبه 28 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
بیتردید همه کودکان دارای صفات همسان نیستند و تفاوتهای بسیاری در خلاقیت، استعداد، اخلاق، صفات ظاهری و… دارند. به طور معمول خانوادهها به کودکی که شیرین زبانتر است، مهربانی فزونتری انجام میدهند. توجه داشته باشید که وقتی به کودکی، در حضور کودک دیگر بیشتر توجه میکنید، یا او را نسبت به دیگری بیشتر در آغوش میگیرید و یا یکی را نسبت به دیگری بیشتر مورد نوازش قرار میدهید، دیگری نیز سعی میکند خود را به شما نزدیک ند و از آن کودک دیگر متنفر شود و در نتیجه کودک، خود را حقیر میبیند و احساس کمبود شخصیت مینماید و در صدد تحقیر و تخریب فردی که بیشتر مورد توجه است بر میآید.
در جایی که کودکان به حد درک و فهم رسیدهاند و میتوانند علل تشویقها و تنبیهها را درک کنند، دیگر نباید در محبت از هر جهت تساوی برقرار کرد، زیرا در این صورت کودک وظیفهشناس و درستکار، دلسرد میشود و کودک بیانضباط و بیتلاش نیز به راه خود ادامه میدهد. پدران و مادران باید ملاکها و معیارهای ارزشگذاری را برای کودکان دارای فهم، تبیین نمایند. بدین ترتیب، کودکان میفهمند که اگر میخواهند دارای ارزش و اعتبار بیشتری شوند، باید در راه رسیدن به این کمالات کوشش و تلاش نمایند.

البته دستور پیشوایان معصوم به عدالت بین فرزندان به این معنا نیست که با فرزندان شایسته و کوشا و فرزندان بینظم و بیتلاش یکسان رفتار کنیم، بلکه این احادیث در جایی که کودکان در سنین ابتدایی رشد هستند یا تبعیض، دلیل معنوی و کمالی ندارد و یا برتری، کسبی و اکتسابی نیست، تاکید بر عدالت میکنند. پس امتیاز دادن به کودکان باید بر اساس لیاقت آنان و تلاششان برای رسیدن به کمالات و خوبیها باشد تا همه کودکان خانواده دارای اهداف عالی و بلند گردند و خوی را در مسیر کمال و معنویت و ملاکهای ارزشمند قرار دهند و بدانند که اعمال و رفتارشان سبب تفاوت و تشویق از سوی والدین است و تفاوتی میان پسران دختران نیست.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-در بین کودکان خود عدالت را رعایت کنید
:: برچسبها:
تبعیض ,
مشاوره خانواده ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 719
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : چهار شنبه 28 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
محبت یکی از اساسترین نیازهای یک انسان است. انسان فطرتا دوست دارد محبت کند و محبت ببیند. بدون مهر و عاطفه حتی تغذیه هم که از اساسیترین نیازهای کودک است، ناقص خواهد بود. به همین خاطر محبت و مهربانی و احترام به کودکان شایسته و پسندیده است. دوران شیردهی کودک و لذت بردن او از آغوش مادر و برخورداری از نوازش و مهر مادری نباید فراموش شده یا بیاهمیت شمرده شود. کودک هرگز نوازشه و محبتها و بازیهای خود با پدر و مادر را فراموش نخواهد کرد. پدر باید کودک را ببوسد، او را روی زانو بنشاند و نوازش کند، ولی در این کار زیادهروی نکند و خوب و بد و اخلاق و ادب را هم با روش مناسب او بیاموزد.
برخی از والدین همیشه کودک را در آغوش خود و در کنار خود میخوابانند و او را به قدری وابسته میکنند که کودک بیشتر میخواهد در کنار پدر و مادر بخوابد. برای اینکه چنین عادت ناپسندی در کودک شکل نگیرد، میتوان ساعاتی را در اتاق کودک خوابید تا کمکم ترس و اضطراب او از بین برود و این بستگی به ترس کودک و شدت آن و عکسالعمل او از تنهایی دارد. افراط در محبت باعث میشود که کودک خیال کند اجازه دارد هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد و همیشه پدر و مادر او را آزاد خواهند گذاشت. کودک باید کمکم راههای گفتوگو و استفاده از قانون را در خانواده و مدرسه یاد بگیرد.
![]()
کودکانی که والدین بیحد مرز به آنها محبت میکنند و همه خواستههایشان را برآورده میسازند، ناتوان و زودرنج میشوند و در تمام عمر انتظار دارند همه مردم همچون والدینشان دست به سینه و تسلیم آنان باشند که این امر در هیچ محیط و زمانی برایشان فراهم نخواهد شد. چنین کودکانی در صورت بیاعتنایی دیگران و یا کمترین ناکامیها آزرده خاطر و ناراحت شده و شکست میخورند و در نتیجه احساس زبونی و ناتوانی و حقارت میکنند و از زندگی بیزار و مایوس میشوند.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-در هنگام محبت به کودکانتان هم تعادل را رعایت کنید
:: برچسبها:
رفتار کودک ,
محبت ,
مشاوره خانواده ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 727
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : سه شنبه 27 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
تلویزیون یکی از وسایل مدرن است که در اثر پیشرفت صنعت به وجود آمده است و با تمام منافعی که دارد، زیانهایی نیز با خود به همراه میآورد. کودکان همچون بزرگسالان مایلند تلویزیون تماشا کنند و گاهی نیز آن را بر مطالعه کتابهای سودمند و دینی و بحث و گفتوگو و… ترجیح میدهند. والدین از این واقعیت که تلویزیون اطفالشان را سرگرم مینماید، خوشحال میشوند، اما درباره صدمههای احتمالی که بر چشم و مغز کودکانشان وارد میسازند، نگرانند.
کودکانی هستند که بیشتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون میکنند، میتوان گفت آنها به تلویزیون معتاد شدهاند. تماشای زیاد تلویزیون عوارضی مثل خستگی، سردرد، کمخوابی، استفراغ و… دارد. برخی والدین معتقدند که تلویزیون مانند داروست و مقدار معینی دارد و باید درست مصرف گردد و به همین منظور به کودک اجازه داده میشود که در وقتی معین، برنامهای خاص را ببیند.

وقتی در تلویزیون در یک فیلم سینمایی که به نمایش درمیآید خشونت ظاهر شود بدون شک افکار، احساسات، عواطف و رفتار کودکی که شاهد اینگونه صحنههای خشن است، تحت تاثیر قرار میگیرد و سیستم انگیزشی او را تحریک میکند. خشونتی که به صورت تصویری ارائه شود، احتمال خشونت و رفتارهای ناشی از ترس و وحشت را در کودکان کمسن و سال و بهخصوص پسران، چند برابر افزایش میدهد. این نوع صحنههای خشن احتمال جرم و جنایت را در افراد افزایش میدهد.
البته بعضی کودکان بیشتر از بقیه از نظر فکری درگیر این نوع فیلمها میشوند. جنسیت هم در این مورد اهمیت دارد. یعنی پسرها بیشتر از دخترها تحت تاثیر قرار میگیرند. مواجهه با صحنههای خشونت در تلویزیون، فعالیت مغز را در کودکان تحت تاثیر قرار میدهد و این تاثیر حتی در کودکانی که در گذشته رفتار خشونتآمیز نداشتهاند نیز دیده میشود. فرزندان دوست دارند ساعتها پای تماشای تلویزیون، ویدئو و فیلم بنشینند! آنها با این کار احساس شادی و رضایت میکنند، اما این رضایت با مشکلاتی همراه است. اگر آنها را به حال خود رها کنند، از تاثیرات بد ذهنی و روانی این مسائل در امان خواهند بود. استفاده بیش از حد از وسایل با چاقی و بیتحرکی کودکان همراه است و عواقب جسمی بدی به دنبال خواهد داشت. همچنین ارتباط آنها را با پدرها و مادرها کمتر میکند. در نتیجه کودکان فرصت ندارند در مورد مسائل خود با والدین صحبت کنند و به تدریج ارتباطات کمرنگتر میشود و فاصلهها بیشتر و بیشتر میشود.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-نقش تلویزیون در تربیت کودکان
:: برچسبها:
تربیت کودک ,
مشاوره خانواده ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 687
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : سه شنبه 27 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
کار و کوشش اساس زندگی است. انسان با کار کردن است که خوراک و پوشاک و مسکن تهیه میکند. تمام صنایع و اختراعات شگفتانگیز در اثر کار و فعالیت انسانها به وجود آمده است و ترقی و پیشرفت هر کشوری نیز به مقدار کار و کوشش آن کشور بستگی دارد. دنیا جای کار و کوشش است، نه جای تنبلی و تنپروری. خدا در قرآن میفرماید: «انسان جز به مقدار سعی و کوشش خود بهرهای ندارد.»
در تربیت فرزندان توجه به مسائل اقتصاد خانواده و عدم اسراف و تبذیر، اهمیت دارد. فرزندان باید بدانند که پول دسترنج پدر است که او در اثر کار مفید اجتماعی به دست میآورد. رعایت میانهروی، پرهیز از خواستههای غیرضروری و اجتناب از حرص و ولع مادی، پایههای تربیت صحیح است. فرزندان باید دریابند که انسان در مبارزه شدید خود برای بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور میکند و بردباری و تلاش میتواند وضع مادی را بهبود بخشد. باید به کودکان یاد داد که بدون اجازه به اموال دیگران دست نزنند و نیز والدین باید صداقت اقتصادی داشته باشند و مسائل را از کودکان خود پنهان نکنند. اطفال باید نخست برای خود و سپس برای بقیه افراد خانواده و اجتماع احساس دلسوزی کنند و نباید در نگهداری لوازم و اشیاء زندگی بیتوجهی نمایند.
ملاحظهکاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و مقصود انسان تجلی میکند، اما ملاحظهکاری در عمل ظاهر میشود. ملاحظهکاری در لباس و کفش را باید به کودکان آموخت تا نوبت به اشیای منزل و اموال عمومی و اجتماعی برسد. کودکان باید چنان تربیت شوند که بای خرابکردن وسیلهای، بدون سرزنش، احساس شرم کنند. در تربیت اقتصادی باید از وجود اطفال در خریدن چیزهایی از مغازه استفاده شود. آنها میتوانند با پولی که در اختیارشان قرار میگیرد، خرید کنند. در بیشتر خانوادههای امروزی، پول توجیبی فرزندان مانند خوراک و لباس و… امری اصلی و اساسی منظور میشود. پول را نباید در قبال انجام کاری از کارهای خانه به کودک داد، بلکه این امر، نوعی آموزش او در استفاده از پول است و اگر والدین میخواهند نتیجه خوبی از این آموزش بگیرند، بهتر است بیش از حد در مصرف پول توجیبی، کنترل و نظارت نداشته باشند. در حالی که طفل بزرگ میشود، پول توجیبی نیز باید بیشتر شود، به نحوی که مخارج و مسئولیتهای اضافی را در بر گیرد؛ مخارجی مثل تفریحات سالم و سرگرمیهای مناسب.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تربیت اقتصادی کودکان هم مهم است
:: برچسبها:
آموزش کودک ,
اقتصاد خانواده ,
تربیت کودک ,
تنبیه ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 720
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : دو شنبه 26 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
نظام اوقات فراغت دارای نقش اساسی در تربیت انسان میباشد و شخصیت فرد آنچنان که در خلال اوقات فراغت شکل میگیرد و رشد مییابد، در حین کار تحت تاثیر قرار نمیگیرد. تربیت، آمادهسازی برای زندگی نیست، بلکه عین زندگی است. بنابراین بین تربیت و سرگرمی رابطهای عمیق وجود خواهد داشت. با شروع قرن حاضر، شیوههای تربیت کلاسیک به شدت تحت تاثیر انواع تهاجمات رهبران تربیت پیشرفته قرار گرفت و به علت عدم همراهی با تغییرات اجتماعی، بیتوجهی به تفاوتهای فردی و تاکید عمومی آن به آموزش لفظی و بیتوجهی به جنبههای عاطفی و بدنی کودک در تربیت افراد و پاسخگویی منطقی به نیازهای آنان موفقیت چندانی کسب نکرد.
در جریان تربیت کلاسیک، آموزش مهارتها و گرایشهای تفریحی و اوقات فراغت جایی ندارد. این شیوه تربیتی اساسا اوقات فراغت را دارای تاثیر منفی فعالیتهای فکری و عقلی کودک قلمداد میکند. در حالی که امروزه مراکز دانشگاهی تاکید میکنند که در کنار جدول برنامه درسی دانشآموزان، فعالیتهای تفریحی یا اجتماعی مانند نمایش، موسیقی و مسابقات ورزشی نیز وجود داشته باشد. به همین خاطر امروزه معلم، به عنوان مسئول نشاط و تفریح و شادمانی کودک و مسئول زندگی عاطفی و سلامت بدنی و رشد عقلی او محسوب میشود.
منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تاثیر اوقات فراغت در تکوین شخصیت کودک
:: برچسبها:
اوقات فراغت ,
شخصیت کودک ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 694
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : دو شنبه 26 آبان 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
کی از روش های تخصصی و مورد تایید جهانی در زمینه کودک موسیقی درمانی می باشد. این روش در حال حاضر در مجهزترین کلینیک های دنیا به عنوان یکی از روش های اصلی کار با کودک مورد استفاده قرار می گیرد. در این راستا مرکز کودک و نوجوان با به کار گیری متخصص در این زمینه در خدمت والدین کودک و نوجوانان می باشد، برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید:
۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ موسیقی درمانی یک درمان تخصصی مثبت است که در آن با توجه به نیازهای فیزیکی، اجتماعی، شناختی و هیجانی افراد از موسیقی استفاده می شود. بعد از ارزیابی نقاط قوت و ضعف هر مراجع، موسیقی درمانگر حرفه ای یک پروتکل موسیقی درمانی مشخص را نسبت به نیازهای مراجع فراهم می کند که می تواند شامل خلق موسیقی، خواندن، حرکت با موسیقی و یا گوش دادن به موسیقی باشد. موسیقی درمانی می تواند به ارتقای مهارت های ذهنی افراد به خصوص کودکان بسیار تاثیر گذار باشد.

بر طبق انجمن موسیقی درمانی امریکا موسیقی درمانی می تواند در موارد زیر بسیار کمک کننده باشد:
ارتقای بهزیستی افراد مدیریت استرس تسکین درد بیان احساسات ارتقای حافظه بهبود ارتباطات ارتقای توانبخشی فیزیکی
منبع : کودک و نوجوان-موسیقی درمانی
:: برچسبها:
روان شناسی کودک ,
مشاوره کودک ,
موسیقی درمانی ,
:: بازدید از این مطلب : 684
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 مهر 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
قبل از فکر کردن در مورد اختلالات هیجانی کودک، بهتر است از خود بپرسید: کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟ آیا هیچ گاه به شدت احساس نگرانی یا ناراحتی شدید هیجانی نکرده ام؟ به احتمال زیاد پاسخ مثبت است!
همه ما این قبیل هیجان ها را تجربه کرده ایم و این تجربه ها به تنهایی دلیل کافی برای دادن این حکم نیست که نابهنجاری یا نقص در شخصیت و منش وجود دارد. کودکان نیز ترس و اضطراب-همان چالش های هیجانی طبیعی- دارند و این ترس و اضطراب تنها زمانی که شدید، مزمن،ممتد و مزاحم باشد علامتی از اختلال روانشناختی است.
طی پنجاه سال گذشته، یافته های پژوهشی همگی نشان میدهند که ترس و اضطراب در کودکی امری معمول و شایع است (جرسیلد و هولمز، 1935، لاپاس ومونک، 1958، مک فارلن، آلن و هانزیک، 1954، اولندایک و کینگ، 1991، به نقل از کندال، 1389). تحقیقات قدیمی تر مثل تحقیق جرسیلد و هولمز (1935) شیوع ترس و اضطراب را به خوبی اثبات کرد. در ان زمان پژوهش ها نشان دادند که ممکن است کودکان و نوجوانان 9 تا 13، نوعی ترس شدید با نگرانی جدی تجربه کنند. به نظر می رسد پیچیدگی های ترس کودکان با رسیدن به 8 سالگی که همراه تحول شناختی کودک و افزایش توانایی او برای استدلال و توسعه پیام های منفی ممکن و نتایج در اینده می باشد افزایش می یابد. هم چنین منابع اولیه ترس و اضطراب با مراحل تحولی در زندگی تغییر می یابد. باید توجه داشت همراه با تحول میزان ترس های گزارش شده کودکان کاسته می شود و کانون ترس تغییر می یابد.
همراه با جریان رشد نوع ترس ها نیز تغییر می کند، یعنی در سنین متفاوت ترس های متفاوتی مطرح می شود. مثلا کودکان 8 ماهه تا 2ساله از جداشدن از مراقبان خود می ترسند، اما این ترس بین 1 تا 2 سالگی کاهش می یابد. بین 2 تا 4 سالگی از شدت دلبستگی کاسته می شود وترس های دیگری مانند ترس از حیوانات وتاریکی ظاهر می شود. بین 4 تا 6 سالگی، قدرت تصور و تصویرسازی کودک رشد می کند و تصویرهایی از ارواح، هیولاهای نیمه انسان-نیمه حیوان و صداهای غیرقابل توضیح در شب را می سازد. بعد از6 سالگی کودک احتمالا بیشتر از آسیب، مرگ یا بلایای طبیعی می ترسد. هم نوجوانان سفیدپوست و هم نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ترس هایی مشابه درباره صدمه دیدن خود یا دیگران ابراز می کنند، کودک با نزدیک شدن به دوران نوجوانی،ممکن است از پذیرفته نشدن در گروه بزرگسالان بترسد.

جدول: ترس ها و اضطراب های مرتبط با سطوح سنی مختلف در کودکان
سن کانون ترس یا اضطراب 0-6 ماهگی عدم حمایت، صدای بلند، محرک های حسی شدید 6-9 ماهگی غریبه ها، محرک های ناگهانی یا غیر قابل انتظار (مثل صداها) 1 سالگی جدایی از فردی که از کودک مراقب می کند، آسیب دیدن، توالت رفتن و غریبه ها 3 سالگی حیوانات، ماسک ها، تنها ماندن، جدایی از والدین 4 سالگی تاریکی، حیوانات و سر و صدا 5 سالگی حیوانات، افراد بد، تاریکی و جدایی از والدین 6 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، صدمات جسمی، رعد و برق و تندر، جدایی از والدین (برای مثال هنگام رفتن به مدرسه) 7-8 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، (مثلا انهایی که در کتاب ها و فیلم ها هستند) وقایع غیر عادی موجود در رسانه ها و فیلم ها، (مانند جنگ و بمب گذاری و انفجارها)، تنها ماندن، صدمات و اسیب ها. منبع: آلن دیک، 1983
محیط اجتماعی در پهنه زندگی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد که مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران کودکی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را به وجود می آورند. کودکان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران، نحوه کنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند. برای مثال اذعان به ترس، رویارویی و سپس مقابله با آن، و در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد کودک است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد.
بر اساس متون و ادبیات تحولی، بسیار معقول است که کودکان و نوجوانان نسبت به تجربه ترس ها و اضطراب های مختلف در مراحل مختلف تحول خود اسیب پذیرتر باشند. با وجود این، چه چیزی واکنش و ترس و اضطراب بهنجار را از اضطراب هراس بالینی جدا می سازد؟ متخصصان بالینی دستورالعمل هایی را برای متمایز کردن واکنش ترس طبیعی از شرایط اضطرابی که از نظر شدت، فراوانی، محتوا، دفعات و نشانه های اضطرابی با همتایان بهنجار خود متفاوت هستند تهیه کرده اند (کندال، 2000).
منبع : کودک و نوجوان-کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟
:: برچسبها:
کودک مضطرب ,
مشاوره کودک ,
روانشناسی کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 1092
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : سه شنبه 20 خرداد 1399 |
نظرات ()
|
|
نوشته شده توسط : Dr. Dalake
نکاتی برای واداشتن بچه ها به مرتب کردن اتاقشان
هر صبح جمعه و روزهای تعطیل بر سر این موضوع جنگ به پا میشود. چهبسا مادر و پدر یا هردو برای اولین بار با ملایمت بگویند که: «خیلی خب بچهها وقتشه که اتاقهاتون رو تمیز کنید». بچهها نق میزنند، وقت تلف میکنند، گیج میشوند، یا یکباره دست از کار میکشند. بچهها اول صبح باتذکر با صدای بلند و اصرار والدینشان عصبانی میشوند. «چند بار باید بهت بگم این آشغالها رو جمع و جور کنی؟ یا همین حالا انجامش میدی یا هیچوقت!»
والدین احساس میکنند برخی قانونها را باید تحمیل کرد. بچهها میخواهند اتاقشان قلمروی -بهم ریخته ی- خودشان باشد. این موضوع سرآغاز جنگ میشود. تهدیدها شروع میشود. بچه ها تا حدی تسلیم میشوند. والدین مدام اوقات تلخی میکنند. مدام بدخُلقی پیش میآید. والدین برخی اوقات منصرف میشوند یا از فرط ناامیدی خودشان بیشتر کارها را انجام میدهند. برخی اوقات هم بچه ها کارهایشان را تا جایی که لازم است انجام میدهند، اگر فقط والدین بالای سرشان نایستند، یا از نتیجه گیری پرهیز کنند، یا بچه ها را به کارهایی مشغول کنند که برایشان بیشتر جالب است. تا یکشنبه ی بعد و راند بعدی.
چرا این همه دردسر؟ چون این کار ماست. آموزش کودکانمان برای اینکه برنامه هایشان ردیف باشد، چه آنها اتاق شخصی داشته باشند و چه کنج دنجی برای خودشان، اندوخته ی مهمی برای بلوغ در مهارتهایشان محسوب میشود.

عادت دادن به نظم، پیشبینی پذیری و ثبات در زندگی را برایشان فراهم میسازد. دانستن اینکه چطور نظم ببخشیم و این نظم را حفظ کنیم، آنها را در چالشهای بزرگسالی در حاشیه امن قرار میدهد.مرتب کردن رختخواب در زمانهای دشوار، ممکن است چیزی جزئی به نظر بیاید؛اما دانستن اینکه چطور در میان جنب و جوش و بدو بدوها پیش برویم و مکان دنج خودمان را داشته باشیم، مهارتهایی هستند که ما در زمانهای سختی بهدست میآوریم.
اصرار به بچه ها برای مرتب چیدن وسایل،ایندرسرا به آنها میدهد که نسبت به چیزها مسئولیتپذیر باشند. وقتی به آنها نشان دهیم که چطور مراقب وسایلشان باشند، وقتی به آنها یاد بدهیم که چطور وسایل معیوب رابازیابی یا تعمیر کنند، وقتی که تشویقشان میکنیم به چیزی که برایشان ارزشمند است سروسامان بدهند، خلاصهای از مفهوم «مسئولیت پذیری» نسبت به مجموعه ی مشخصی از کارها را برایشان می سازیم.
برای مطالعه بیشتر:
تعامل مدیران و والدین در انضباط مدرسه
ایجاد مسئولیت پذیری در کودکان
شروع آموزش به بچه ها برای عمل به وظایف و تکالیفشان اصلا شرمآور نیست، مراقبت از چیزها جای خوشحالی دارد. مراقبت عاشقانه از آنچه به ما داده شده است، راهی است که عشقی را کهآدمها به ما نثار کردهاند، به خودشان بازگردانیم.
منبع :کودک و نوجوان-تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان
:: برچسبها:
آموزش انضباط به کودک ,
مرتب کردن اتاق کودک ,
انجام وظایف توسط کودک ,
مشاوره کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 1015
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : جمعه 26 ارديبهشت 1399 |
نظرات ()
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 199 صفحه بعد
|
|
|